محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
465
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
بهشت پرهيزكاران يا جهنم گمراهان است . پرهيزكاران خود را در نعمتهايى مىبينند كه برتر از پاداشهاى وعده داده شده است و گمراهان نيز خود را در عذابى سختتر از آنچه مىپنداشتند مىبينند . ( فلو كانوا ينطقون بها لعيّوا بصفة ما شاهدوا و ما عاينوا ) هيچ يك از دو گروه توانايى توصيف شدت و بزرگى پاداش و كيفرى را ندارد كه در آن قرار دارد . ( و لئن عميت آثارهم و انقطعت أخبارهم . . . و لا من ضيق متّسعا ) واژه « تكاءد » به معناى سخت آمدن و دشوار گشتن است . فعل « تنكّرت » نيز به معناى تغيير يافتن و دگرگون شدن است . مردگان با زبان طبيعى از احوال خويش خبر نمىدهند . آنان با زبان حال سخن مىگويند و ما با گوش خرد سخنهايشان را مىشنويم . آنان مىگويند كه صورتهايمان زشت گرديده و بدنهايمان متلاشى شده و جانهايمان در سختى و گرفتارى و تنهايى است . روزگار بر ما طولانى گشته و اميدمان بريده شده است . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در سخنى گيرا مىفرمايد هيچ منظرى را دهشتبارتر از گور نديدهام . « 1 » آيا صدمهاى سختتر و ترسناكتر از آن است كه انسان را بدون زاد و توشه در دل خاك نهند ؟ ! ( فلو مثّلتهم بعقلك أو كشف عنهم محجوب الغطاء لك . . . و أقذاء عيون ) اگر پرده از چشممان برداشته مىشد و مىتوانستيم مردگان را در حال واقعيشان ببينيم ، شگفتىهاى بسيار مىديديم . حشرات در گوشهايمان فرو رفته و چشمها در خاك دفن شده و زبانها فرسوده و پوسيده شده و قلبها سخت و سفت شده و هيچ يك از اعضاى بدن سالم نمانده است . جسد همه مردگان
--> ( 1 ) . سنن ترمذى : 4 / 553 ح 2308 ؛ شعب الايمان : 7 / 352 ح 10553 .